Pierre سنجاب

[ad_1]

وجود دارد برخی از چیزهایی که من هرگز تصور نمی خواهد اتفاق می افتد در زندگی من و یکی از آنها این بود که من می خواهم به اشتراک گذاری خانه ما با یک چشم و یک گوش, کلاه پوشیدن تاکسیدرمی سنجاب به نام Pierre. همیشه در همدردی حقوق حیوانات فقط به فکر یک مرده پر بودن و استفاده به عنوان دکوراسیون, واقعا تبدیل معده من. اما به عنوان بزرگتر شدم متوجه شدم که مردم همه آنها داستان های مختلف و نه همه وارد از طریق نادرست به معنی.

سال پیش ما بودند't بنابراین در رابطه با حفاظت از جان حیوانات و آنها واقعا مورد استفاده قرار گرفت برای ورزش و مواد غذایی است. من برنده't به سیاست از آن از آنجا که همه ما می دانیم اما خوشبختانه ما عاقلانه تر تبدیل به اثری که ما شکار لذت تا به حال در جهان وجود دارد قوانین در مورد آنچه که می توانید و نمی تواند تبدیل به یک جایزه و یا بیش از اندازه خاکستر سینی.

چه هنگامی که به نظر می رسید مانند یک بسیار خوفناک سرگرمی برای من در حال حاضر یک هنر تبدیل شده است یک راه قدرتمند برای به یاد داشته باشید گذشته و بررسی حیوانات است که ممکن است به زودی (یا در حال حاضر) تقریبا منقرض شده است. اما تجربه من با گچ کمتر از عجیب و غریب و قطعا شامل نیست یک دوست و گونه های حفاظت شده.

چند سال پیش دختر من و من استفاده می شود به تماشای عجایب, نشان می دهد در مورد یک مغازه کوچک در شهر نیویورک به نام تاریک. هر هفته آنها را معرفی چند مشتریان و بینندگان در یک تور خود را عجیب و غریب, کلکسیون; همه چیز از یک جهانیان سر به یک دستگاه پزشکی ساخته شده است که شما رمیدن فقط به شنیدن نام. این یک آموزش و پرورش به (اغلب) کمتر به سمت مطلوب از تاریخچه; یک محل پر از کنجکاوی و پرسش است.

بنابراین برای تولد او یک سال تصمیم گرفتم دخترم را به این فروشگاه به عنوان یک شگفتی است. او هیجان زده شد و خوشبختانه این فروشگاه بود که دقیقا چگونه آن را به نظر می رسد در تلویزیون (حتی misshapen چوبی مانکن بود لبه پنجره رساند تا crookedly خارج, خوش, را قادر می سازد تاریک ثبت نام).

با تمام پول خود را در دست او من به او گفت که او می تواند خرید هر چیزی که او می خواست (در حالی که نگه داشتن انگشتان من عبور کردند که این امر't بود هر چیزی بیش از حد وحشتناک). نه همه چیز گران شد اما بیماری اهمیت و منحصر به فرد و بکر قطعات بودند قطعا از او در لیگ. بسیاری ندارد و قیمت بر روی آنها ساخته شده است که آن را دشوار برای یک دختر جوان با تولد پول است. هنوز هم آن را به یک مکان فوق العاده به اطراف نگاه کنید و به سوالات فقط ریخت و از ما است. مغازه خالی بود بنابراین ما صرف بیش از یک ساعت در آن وجود دارد.

در هر حال حاضر و دوباره او را به بازگشت به سنجاب's در قفسه. دو وجود دارد; یکی بود بسیار خوب به دنبال با یک پوشش براق و بسیار پیر بود و بسیار خشن. به ما گفته شد او از سال 1950's استفاده شده بود به عنوان یک کمک آموزشی در مدارس و فقط بازگشت به فروشگاه شده است. من هیچ ایده چه چیزی آنها را آموزش اما او بدیهی است که به خوبی دوست داشت. یک گوش از دست رفته بود و یک چشم شیشه ای تا به حال ظهور اما او بود که برگزاری یک مهره و چوبی کوه بود و دوست داشتنی سن به آن است. من هیجان زده بود با ایده از آوردن او به خانه اما از آن شده است می تواند چیزی بسیار بدتر و فهمیدم که چرا او می خواست او را.

او متاسفم برای او احساس و امیدوار است او بیش از حد پول هنگامی که او خواست برای قیمت. در آن زمان هر دلار است که او تا به حال اما او خیلی خوشحال است که او می تواند استطاعت شکسته سنجاب در فروشگاه های مورد علاقه. آنها او را در یک کیسه کاغذی و او بلافاصله در زمان او سرگردان در خیابان با یک مرده پر شده سنجاب در دست او است.

من cringed به عنوان او انجام او را از طریق درب جلو تعجب کنید که چگونه بر روی زمین او را به خانه ما, چه, نوع, دیوانه, مادر من, و آن را حتی مهم است ؟ اما او تا به حال یک نوع چهره و گذشته خود ناشناخته بود. او فقط نیاز به جایی بود. ما در بر داشت او یک قفسه برای نشستن بر ما به او یک کلاه آبی به او احساس کمتر مجروح و سپس با آنچه به نظر می رسید مانند زمان بندی کامل دم خود را به سقوط کردن …

[ad_2]