کامپیوتر: گوش دادن به خلبانان و نه صاحب نظران

[ad_1]

در حال رشد در یک خانواده با شغل افسر نیروی هوایی به عنوان پدر خود را می تواند دلهره آور. بسیاری از بچه ها را برای مقابله با حرکت از جایی به جای پایه مسکن و صد چیز دیگر که شما رانندگی دیوانه اگر شما اجازه دهید آنها را. من خوش شانس بود که من متولد اواخر در زندگی پدر و مادر. در آن زمان من همراه پدرم یک موقعیت پایدار و نزدیک شدن به دوران بازنشستگی. ما زندگی می کردند در لانگ آیلند و من چهره بسیاری از چالش هایی که دیگر “نظامی brats” تا به حال برای مقابله با. اما وجود دارد یک فیل در اتاق است که من نمی تواند چشم پوشی از…

پس از پدر من بازنشسته از نیروی هوایی خود را دریافت و به شخصیت بلافاصله تحت فشار قرار دادند و او را به کار دیگری. به عنوان معاون رئيس جمهور از ساخت و ساز تجهیزات شرکت است که فروش و اجاره همه چیز را از چنگال آسانسور به برج جرثقیل او مشغول به دلیل شرکت او تا به حال عقد قرارداد برای تامین تجهیزات مورد نیاز برای ساخت نمایشگاه جهانی نیویورک در اوایل 1960s و مرکز تجارت جهانی و ساختمان کمی بعد. چرا که او تا به حال دو شغل مهم در زندگی خود را غیر معمول نیست برای پیدا کردن پدر و مادر من با داشتن شام با برادران کندی و یا راکفلر وارثان در نیویورک ورزشی باشگاه. حرکت نزولی این بود که بشقاب پرنده ها تمام شد این خبر در 1950s و 1960s پس پدر من بود به طور مداوم در مواجهه با سوال در مورد آنها از گاهی بالا شده دوستان است.

به عنوان یک بچه من شیفته نعلبکی پرواز. هر بار که من از پدرم در مورد آنها او را فقط می گویند که دولت اعلام کرده آنها بیشتر misidentified هواپیما و چیزی برای نگرانی در مورد. که او پاسخ استاندارد برای هر کسی که سوال او در مورد این موضوع. من می شده اند خوب است که با پاسخ, اما یک مشکل وجود دارد با آن. او که صادقانه در زمانی که او اظهار داشت: دولت و موقعیت. این بدان معنا نیست که او نمی خصوصی مخالف با آن است. ما تا به حال یک جریان ثابت از سابق و حتی هنوز هم فعال خلبانان نیروی هوایی بیش از آمدن به خانه برای BBQs یا فقط به اویختن با پدر من است. آنها حمایت رسمی دولت در اشیاء پرنده ناشناس (یک اصطلاح ایجاد شده توسط دولت ایالات متحده).

به عنوان تنها فرزند من صرف زمان زیادی را با بزرگسالان به عنوان من با بچه ها. من به سرعت آموخته می شود آرام و گوش دادن. که پرداخت می شود زمانی که خلبانان آمد به خانه ما و موضوع بشقاب پرنده آمد. بیشتر از هر خلبان تا به حال یک بشقاب پرنده داستان. اگر آنها تصمیم به آن را به اشتراک آنها گریل شده توسط دیگران در حال حاضر در جزئیات. این نمی شد و مکالمات گاه به گاه. خلبانان بسیار ویژگی های که آن را به اثبات یا رد یک موضوع بحث برانگیز است که رخ می دهد در طول پرواز. آن را آسان ببینید که خلبانان من به گوش بودند ديپلمات توسط دولت صاحب نظران است که تا به حال یک توضیح برای هر رویت. آنها همچنین مطمئن شوید که این چیزی است که روس ها ساخته شده و به پرواز در آمد.

Chuck Yeager نظامی خلبان که اولین شکست دیوار صوتی در سال 1947 typifies چیزی که من رو به عنوان یک کودک از پدر من و خلبان رفقا. یاگر خواسته شد اگر او تا به حال دیدم یک بشقاب پرنده در توییتر. او گفت: “هیچ. من نمی نوشیدنی قبل از من پرواز است.” خواهش میکنم متفاوت است و من فکر می کنم که بیانیه های غیر ضروری توهین به معتبر خلبانان که تصمیم گرفته اند برای رفتن به رکورد خود رؤیت و برخورد است. توییتر پاسخ بدیهی است که بیانیه های عمومی خود را. اما من به وضوح به یاد داشته باشید که او گفت: چیزی بسیار متفاوت در 1960s.

وقتی که من بچه بودم پدر من دعوت شد به یک پایگاه BBQ در رایت پترسون پایگاه نیروی هوایی. من با او رفت. سخنران اصلی بود Yeager. خلاصه بعد از یک بحث در مورد برخی از بسیاری از ماجراهای خود را در هوا گفت: یکی بیشتر که فورا توجه همه حال است. چند خلبانان خواسته چاک آنچه که او فکر می کردم در مورد بشقاب پرنده ؟ پس از او بسیاری از خلبانان و پرسنل نیروی هوایی در حال حاضر یک فرصت نادر برای شنیدن داستان او هرگز به اشتراک گذاری با عموم مردم…

یاگر گفت که در طول پرواز آزمایشی زنگ جت که او در نهایت مورد استفاده برای شکستن دیوار صوتی وجود دارد یک روش در محل. پردازنده دوربین فیلم برداری هر پرواز. بعد از آن او و گزارشگیری پنل ساخته شده از نیروی هوایی و افسران نظامی مهندسین جنرال الکتریک ساخته شده است که این موتور برای زنگ و یک پزشک همه به تماشای فیلم. سپس آنها می خواهم در مورد پرواز. او در یکی از مناسبت گفت که دیسک شکل جسم ظاهر شد و در سمت راست کنار جت خود را. سپس آن را تقریبا بلافاصله نقل مکان کرد و در مقابل از هواپیما خود را.

بل بود پرواز گلوله. آن بسیار مانور در آن سرعت. اگر این شی آهسته و یا متوقف یاگر می دانست که او را تا پایان مانند اشکال در شیشه جلو اتومبیل. در حالی که فکر رفتن را از طریق سر خود جسم به طور ناگهانی از بین رفت. بعد که او رفت و برای گزارشگیری همه چیز بسیار متفاوت از هنجار. هیچ پروژکتور بدون نمایش هیچ نیروی هوایی و افسران هیچ غیر نظامی مهندسین و نه دکتر. آن را فقط Yeager یک مرد در یک دست کت و شلوار که سعی می گویند هدف جدید, راز هواپیما در حال آزمایش توسط ارتش است.

یاگر می دانستم که دیگر خلبانان تست و مطمئن بود او شنیده ام در مورد هر چیزی به عنوان پیشرفته جسم او را دیدم. سپس مرد به او هشدار داده که برای صحبت در مورد روبرو می شوند. من یک حافظه فوق العاده و به یاد او گفتن که داستان آن را دوست دارم دیروز اتفاق افتاده است. و مالش وجود دارد… علنی دولت صاحب نظران خواستار شد این اشیاء باتلاق گاز misidentified شناخته شده هواپیما و توهم است. علنی خلبانان و دیگر اعضای نظامی با آنها موافق یا فقط ساخته شده هیچ بیانیه در مورد این موضوع. بخش خصوصی آن را بدیهی است که داستان دیگری است.

پدر من رقصید در اطراف این درگیری از دو حقایق تا زمانی که او در نهایت به من گفت که برخی از چیزهایی که طبقه بندی شده است ، بزرگسالان, او توضیح داد: گاهی اوقات مجبور به دروغ به نگه داشتن مردم بی خطر است. “امن است؟” من فکر می کردم. از چه ؟ به هر حال او گفت که دروغ گفتن یک عادت بد و پیشنهاد کرد که من دور ماندن از آن. من به دنبال مشاوره خود را. همکلاسی های من علاقه مند بودند در بشقاب پرنده به دلیل تمام سرفصل های مورد آنها در 1960s. من تصمیم به انتخاب این موضوع برای گزارش من تا به حال به انجام. همه ما در زمان نوبت خواندن گزارش ما به کلاس. من شامل یاگر داستان در معدن. هنگامی که من به پایان رسید شما می توانید از گوش یک قطره پین در اتاق.

معلم من عاشق این گزارش اما تعجب اگر Yeager داستان واقعی بود? او نام پدر من است. در پایان روز او در مدرسه با بچه ها در لباس. گزارش من از بین رفت معلم هرگز از من خواست در مورد آن را دوباره و همکلاسی های من تنها صحبت من در مورد بشقاب پرنده ها در ناهار و یا در طول تعطیلات. من حقیقت رو گفتم ولی نبود یک حقیقت پذیرفته شده توسط دولت است. خبر خوب این بود که من هیچ کدام موجود گزارش هنوز هم من 100% درجه. من حدس می زنم آن را پرداخت واقعا به حقیقت را بگویید.

[ad_2]