از دست دادن مادر خود

[ad_1]

مادر خود را در حال اول خود را دوست. او کسی است که مسئولیت شما به عنوان یک کودک. این مقاله درباره از دست دادن مادر. هیچ چیز شما می توانید آماده برای آنچه آن را مانند به از دست دادن مادر خود را. من تا به حال بسیاری از مردم در طول سال که مادران خود را از دست داده اند. من احساس غم برای آنها و ارائه کلمات راحتی. من تا به حال هیچ ایده اگر چه دردناک است آن را به دیگر مادر خود را با شما.

بدون توجه به آنچه من در نوشتن این مقاله اگر شما از دست مادر خود را (خدا نگهدار همه مادران با عمر طولانی!). شما نمی خواهد به طور کامل درک عمق غم و اندوه یکی می رود از طریق. درد فلج کننده است و از آن بازدید شما در لحظات تصادفی. یک دقیقه شما ممکن است خوب و لحظه به لحظه در کنار شما فر در اتاق خواب خود را در درد غیر قابل تصور.

اگر شما از دست مادر خود را, سپس شما احتمالا نشسته وجود دارد nodding سر خود را در توافق!

مادر من گذشت در 17 ژوئن 2014. او تا به حال دچار فصلی تب قبل از مرگ او. مرگ او تنها با تب بود unendurable برای همه. من در لاهور تقریبا 250 کیلومتر دور از خانه در مرگ او روز. و تقریبا یک هفته قبل از مرگ او ما بودند ملاقات کرد. و یک روز قبل از مرگ او ما همراه ارتباطات است.

روز هنگامی که او درگذشت من در یک سخنرانی گوشی من در حالت ارتعاش. یک دختر نشسته در کنار من به من گفت که گوشی خود را ویبره. من گفتم: خوب آن من را ببینید پس از سخنرانی. اما این گوشی به طور مداوم در ارتعاش. من رفتم خارج از سالن سخنرانی و برداشت تا تماس آن با او صحبت کردم به من به طور معمول چه خبر ؟ آیا شما خود را انجام داده صبحانه ؟ و غیره. من به او گفتم این سخنرانی من زمان من مشغول هستم من بعدا با شما تماس. یک چیز به ذکر است که او ازدواج کرده بود من فکر کردم او تماس از صفحه اصلی. اما در آن زمان او در را محل. او گفت: گوش کن! در واقع او تا به حال هیچ کلمه چگونه او با من صحبت در مورد مادر من. به یاد آن شنبه و در آینده دوشنبه بود من امتحان نهایی. او گفت: شما می توانید دوباره به خانه امروز ؟ من گفتم: حال شما خوب است ؟ من آماده شدن برای امتحانات. من بعد از امتحانات. خداحافظ و من پایان تماس بگیرید.

همانطور که من وارد سالن سخنرانی گوشی من بلرزد دوباره… و او گفت:, گوش, Ami در حال آمدن است به لاهور برای معاینه پزشکی به عنوان او تا به حال تب تا زمانی که شما رایگان است ؟ به من گفت که آنها را در رسیدن به من بود. من با آنها تماس پس از سخنرانی. من این همه کار غیر جدی بگیرد چرا که در آن زمان هیچ چیز جدی بود برای من اما من خواهر ملاحظه بود. چون آن زمان مادر من مبتلا به 104 درجه حرارت و پزشکان اشاره او به لاهور. من غافل از همه این است. وجود دارد هیچ چیز بد در ذهن من است. پس از 10 دقیقه متوجه شدم که چیزی در جریان است به اشتباه با من. شروع کردم به تماس در هر شماره تماس را پاسخ نمی دهد. من سعی کردم بسیاری اما من درمانده و شروع به گریه چرا همه مخاطبین هستند ؟ به طور خلاصه… (و او را در راه به لاهور)! و متاسفانه من رسیده نزدیک به بستر مرگ 3-5 دقیقه قبل از او به خاک سپرده شد.

من نوشتن در مورد تجربه من. تجربه خود را ممکن است کاملا متفاوت, اما من شرط می بندم بسیاری از شما می توانید پیدا کردن برخی از شباهت ها بین تجربه من و شماست.

چند روز اول پس از مادر خود می میرد و در حال رفتن به احساس می کنم مثل یک تاری. شما تابع تنها در این است که شما تماس با بستگان کنسول اعضای خانواده و رفتن به جلو و مراقبت از کارهای لازم. بی حسی کامل کلمه برای این زمان. پس از چند روز آن زمان برای زندگی به بازگشت به حالت عادی درست است ؟ اشتباه است! زندگی را هرگز خواهد بود که دوباره عادی. آن متفاوت خواهد بود, اما آن را هرگز به عنوان آن بود. چگونه می تواند باشد ؟

برای چند هفته اول بستگان و دوستان خود را فوق العاده خواهد بود. آنها به شما ارائه بسیاری از لبخند و آغوش. آنها به شما ارائه می دهیم شما را به شام و آنها را به گوش دادن به عنوان شما صحبت کردن در مورد چقدر بد درد است. شما شنیدن بسیاری از “من برای شما اینجا هستم” و “اگر هر چیزی من می تواند انجام دهد” نظرات در طول این زمان.

پس از چند ماه آن را به نظر می رسد مانند مردم فراموش کرده است که شما از دست رفته این بخش مهم از زندگی خود را. آنها درخواست متوقف چگونه شما هستند و آنها حتی ممکن است نگاه نگران زمانی که شما می خواهید به صحبت در مورد مادر خود را. شما ببینید افرادی که نرفته اند از طریق این درد فکر می کنم وجود دارد یک دوره هایی و که این. پس از یک زمان خاص شما باید آماده به حرکت در زندگی خود را و “دریافت بیش از آن.” اما شما هرگز بیش از آن دریافت کنید. درد را کاهش دهد و لحظات اندوه شدید خواهد بود دورتر از هم جدا اما چگونه می تواند شما را تا کنون بیش از از دست دادن مادر خود را?

حسن نیت مردم سعی خواهد کرد برای سرعت بخشیدن به فرایند هایی برای شما. آنها سعی کنید به شما را مشغول نگه دارید و برخی از آنها اشاره نمی نام مادر خود را به خاطر ترس از صدمه زدن به شما است. اما شما باید اجازه می دهد خود را به سرند. اگر شما سعی می کنید به ماندن مشغول قرار داده و آن را از ذهن خود را به شما گرفتن.

پس از درگذشت من سعی کردم به فشار و دور از غم و اندوه. هر زمان احساس می کردم در حال سقوط از هم جدا من تنفس عمیق و مشغول چیز دیگری است. این کار را برای در حالی که کمی اما نه برای مدت طولانی. درد بود و نه دور و من نیاز به آن را احساس کنید. هیچ راه درست یا غلط به سرند و هیچ زمان محدود تعیین شده در این فرآیند است.

پیر گفت: “وقت تمام زخم” کاملا دقیق نیست اما نه به طور کامل نادرست است یا نه.

من نمی دانم اگر زخم از دست دادن یک مادر همیشه شفا. درد می کند قابل تحمل تر در طول زمان. اما چه مدت باید آن را ؟ هیچ کس نمی تواند می گویند. من ماه را صرف به خاطر سپردن مادرم که چگونه انسان کامل بودن او بود. او یک فرد فوق العاده است, اما اجازه دهید آن صورت او یک انسان مرگ اجتناب ناپذیر است. به خاطر سپردن بار بد همیشه آسان نیست. اما هیچ چیز وجود دارد شما می توانید در مورد آن انجام دهید در حال حاضر. شما نمی توانید آن را فشار دور چون مانند غم و اندوه آن را به شما در پیدا کردن. مادر من می دانستم که من از صمیم قلب او را دوست داشت و من می دانستم که همان مورد او.

آن را به حال شده است در سه سال و نیم پس مادر من گذشت. ما خواهر و برادرها او را از دست صمیم قلب. ما به خنده و لبخند به عنوان چیزی است که مادر استفاده می شود به می گویند زمانی که ما کودک است. در برخی از نقطه بعد از مرگ مادر شما را پیدا کردن دلیل برای لبخند دوباره. من فکر می کنم این یکی از بزرگترین چیزهایی که ما می توانید انجام دهید به افتخار مادران ما و عشق ما برای آنها.

پیدا کردن شادی دوباره. خنده صمیمانه. عشق عمیق. زندگی مانند مادر خود را می خواهم به شما.

در آن روز هنگامی که شما فقط از دست شما مادر و مبارزه با آن نیست. اجازه می دهد خود را به دست او. به عنوان گفت: “مادران شایسته را به یاد آورد”!

“خدا مادر من در نگه داشتن, من و مادرم در قلب من”!

[ad_2]