بعد از به پايان رساندن اولين Assassin’s Creed چه انتظاری از شماره دومش داشتيد؟ هر آنچه که در نظر داشتيد را به ايدههای سازندگان بيافزاييد، نتيجه میشود بازی Assassin’s Creed II. استوديوی يوبیسافت مونترئال با گوش کردن به خواسته بازیکنندهها و از آن مهمتر با توجه زيادی که به انتقاد نويسندهها و منتقدين داشت، آنچه که همه انتظار داشتند را روانه بازار کرد. تنوع بيشتر با ساخت ماموريتهای جديد و ترکيب آنها، شخصيت جذابتر با ورود يک نجيب زاده به ماجرا، داستان بهتر به دليل تزريق عناصر سينمایی به هسته آن و طراحی دقيق شهرهای ايتاليا در يکی از مهمترين دوران تاريخ، يکی از بهترين بازیها را با نام Assassin’s Creed II تشکيل میدهد.

در بازی قبل ديديم که با يک تکنولوژی جديد که آنيموس نام داشت، دزموند مايلز به دوران جنگهای صليبی رفت و در حافظه يکی از نياکانش به نام الطائر نفوذ کرد. شرکت آبسترگو با اين کار قصد داشت به اشياء ارزشمند تکه عدن دست يابد. در نهايت دزموند مايلز پس از کشمکشهای فراوان يکی از تکههای عدن را به چنگ آورد؛ اما متوجه شد که شرکت آبسترگو(که به وسيله تمپلارهای امروزی اداره میشود) چه اهداف شومی در سر دارد و اگر لوسی استيلمن(پژوهشگر آبسترگو و جاسوس حشاشين) وساطت نمیکرد، شايد جان دزموند را میگرفتند. با مداخله لوسی، مسئولين شرکت شما را در همان اتاق رها کرده و به نوعی زندانی میکنند.
پايان دنيا، سال 2012. داستان از همانجایی ادامه میيابد که شما در نقش دزموند مايلز به کمک لوسی از آن محل فرار میکنيد. سپس لوسی، دزموند را به مکان مخفی حشاشين امروزی برده و او را با دو تن از دوستان خود آشنا میکند که دستگاه آنيموس ديگری را ساختهاند. آنها از دزموند دعوت میکنند که بار ديگر به گذشته سفر کرده و اينبار در نقش يکی ديگر از اجدادش به نام اتزيو آوديتوره دا فيرنزه قرار بگيرد. اين کار دو حسن دارد. زمانی که او از آنيموس 2 استفاده کند، به مرور مهارتهای اتزيو را فرا میگيرد و ديگر آنکه میتواند تکههای عدن بيشتری را پيدا کند.
تولد دوباره، قرن پانزدهم در دوره رنسانس ايتاليا. تمدن بشری از قرون وسطی دارد وارد عصر جديدی میشود. معماری و علم پيشرفت قابل ملاحظهای يافته است. رنسانس از ناحيه توسکانی آغاز شد و مرکز آن شهر فلورانس بود و بعد از مدتی در ونيز هم نفوذ کرد. سال 1476 هنوز فرقه حشاشين پابرجاست؛ ولی جوانی خام به نام اتزيو آوديتوره از هيچ چيز خبر ندارد. پدرش جيووانی آوديتوره، بانکدار شهر فلورانس، قربانی يک توطئه سياسی شده و به همراه دو تن از برادران اتزيو جلوی چشمان او و مردم شهر اعدام میشود. پيش از اين ماجرا، جيووانی وصيت خود را به اتزيو گفته بود و جای يک جعبه را به وی نشان داد. اتزيو در آن جعبه لباس فرقه حشاشين را میيابد و به سرعت ديگر اعضای خانواده خود را از شهر خارج کرده و به ويلای ماريو آوديتوره(عمویش) میبرد. ماريو اتزيو را آرام کرده و به او توضيح میدهد که چه اتفاقاتی افتاده و ماجرا چيست. اتزيو به دنبال انتقام پدر و برادرانش، يافتن سرنخهای بيشتر و در راه تبديل شدن به يک حشاشين توسط عموی خود آموزش میبيند و ماموريتهايش را آغاز میکند. کسی که در اين راه بيشترين کمک را به اتزيو میکند دوست خانوادگی آنها، لئوناردو داوينچی مشهور است. اتزيو تصاوير و دست نوشتههای قديمی را برای لئوناردو جمع آوری میکند. لئوناردو هم در انجام ماموريتها با ساخت سلاحهای جديد به وی کمک میکند.

شخصيتهای زيادی در شماره دوم بازی وجود دارند که پس زمينه زندگی هر کدام از طريق رابط کاربری بازی قابل دسترسی است. زمانی که ماموريتهای اصلی را به اتمام برسانيد، به حافظه بعدی منتقل میشويد و برخی اوقات چندين سال به جلو خواهيد رفت. ظاهر اتزيو در هر يک از اين دورهها تغيير میکند و با تجربهتر میشود. مهمترين نکته بازی AC2 که در ميان ديگر بازیهای امروزی میدرخشد، داستان کامل، پر پيچ و خم، مرموز و پر کشش آن است. در ادامه بازی سوالاتی که به ذهنتان خطور میکند بيشتر و بيشتر میشود و در انتها برخی از ارتباطات کليدی داستان را خواهيد فهميد. همچنين در ميانه بازی اشاراتی به بازی قبلی هم میشود و نکته شايان ذکر اين است که نحوه روايت اين اتفاقات بسيار خلاقانه و زيباست. AC2 از آن دسته بازیهاييست که پشت هر ماجرايش رازی نهفته است و هميشه دوست داريد بدانيد در ادامه چه اتفاقی میخواهد بيافتد. داستان زيبای بازی کاملاً در اختيار گيم پلی است و موجب تخريب آن نمیشود؛ بلکه آن را متنوعتر کرده و تکرار را از بازی دور میکند. چيزی که پررنگترين ضعف شماره اول بود.
جيب زنی، قتل، شنود، نامهرسانی و کارهایی از اين قبيل را به دفعات در AC انجام دادهايد و از آنها خسته شدهايد؟ نگران نباشيد اينبار به قدری تنوع به بازی اضافه شده که از همان کارهای تکراری هم در AC2 لذت ببريد! حالا به ويژگیهای جديد بازی اشاره میکنيم تا گستردگی شماره دوم را احساس کنيد. از سيستم مبارزات شروع میکنيم که يک رکن اساسی در سبک اکشن ماجرایی است. اتزيو از همان ابتدا حملات ابتدایی مانند مبارزه با دست خالی را بلد است و در حين انجام بازی به مهارتها و سلاحهايش افزوده میشود. اينبار دکمه زنی و چشم بسته بازی کردن اثر بخش نيست و هر دشمن تاکتيک خاصی میطلبد. برخی سريع حمله میکنند و جاخالی میدهند، تعدادی هم(Bruteها) زره محکمی دارند و به راحتی دفاع میکنند و با سلاحهای قدرتمند خود ضربات مرگباری را وارد میکنند. در اين بين شما آزاديد که چگونه خود را تجهيز کنيد. میتوانيد به فروشگاه رفته و به نسبت پولی که در جيبتان داريد خريد کنيد. انواع سلاحهای کوچک مشتمل بر خنجر، تيغه، چاقو و دستکش آهنی که سرعت بالاتر، ضربات پيوسته بيشتر و ميزان آسيب رسانی کمتری نسبت به سلاحهای سنگين از جمله تبر، شمشير، نيزه، پتک، چماق، چکش و امثال اينها دارند. قابليت خلع سلاح دشمنان نيز مبارزات را لذت بخش کرده است. میتوانيد نيزه يک Brute را گرفته و بر ضد خودش از آن استفاده کنيد يا شمشير دشمن را گرفته و در حالی که دستش خاليست، گلويش را ببريد.

دشمنان بهتر از هميشه فکر میکنند و واکنش نشان میدهند. اگر در نزديکيشان کارهای غير عادی انجام دهيد به شما شک میکنند و هر کار خطرناکتان هم برابر است با اخطار جدی ماموران شهر. اگر جسدی را ببينند به پرس و جو برای يافتن قاتل میپردازند و مناطقی که میتوان در آنها پنهان شد را جستجو میکنند. در هنگام جنگيدن نيز بهتر عمل میکنند و نکته جالب اينکه اگر تعدادشان کم شود و احساس کنند قدرت مقابله با شما را ندارند، پا به فرار میگذارند. البته اگر گذرتان به ماموران حاضر بر روی بامها بخورد، کارتان زار است. با تير کمان، سنگ و هرچه گيرشان بيايد حمله میکنند و دست از سرتان برنمیدارند. تنها ايراد وارده به دشمنان، عدم توانایی شنا کردن در آب است. به محض اينکه به درون آب بيافتند، غرق میشوند.