بازارها را چطور پیش‌بینی کنیم؟

[ad_1]

راجع به چشم‌انداز بازار، پیش‌بینی اصولا آسان نیست؛ به‌خصوص در جایی که داده‌ها و اطلاعات شفاف نیست، ولی همان‌طور که قبلا هم گفته بودم، قیمت‌ها بهتر است که براساس تفاضل نرخ تورم و بهره در کشور ما و کشورهای حوزه دلار تعدیل و تنظیم شود.

خوب این‌که چه اتفاقاتی را برای اقتصادمان مفید می‌بینیم، یک بحث است و چه اتفاقاتی را پیش‌بینی می‌کنیم، بحث دیگری است.

پیش‌بینی، احتیاج به اطلاعاتی دارد که در اختیار آدم‌های عادی نیست. افراد خاصی هستند که از این موهبت برخوردارند، و برخی از آنها هم از آن برای تحصیل سود استفاده می‌کنند، و به همین خاطر به آن رانت اطلاع هم می‌گویند، ولی از پیش‌بینی که بگذاریم، به امید و آرزو می‌رسیم.

امید به چه داریم، یا آرزوی چه را داریم، هر یک مبحث جداگانه‌ای است، ولی چیزی که همیشه تاکید کرده‌ام و برای هر اقتصادی لازم و حتی واجب است داشتن علامت‌های صحیح است. اگر در یک اقتصاد علامت‌ها صحیح باشد، آینده‌ای روشن در انتظارمان خواهد بود.

ببینید، اگر فرض کنیم در کشور یک کارخانه تولید دوچرخه داشته باشیم و فرض کنیم هر دوچرخه برای تولیدکننده مثلا یک صد هزار تومان تمام شود، اگر ما اجازه دهیم که تولیدکننده مطابق اصل عرضه و تقاضا دوچرخه‌های تولیدی خود را به بالاترین قیمت (مثلا یک میلیون تومان) بفروشد. این یعنی علامت واقعی ولی اگر به بهانه‌های مختلف حتی خیرخواهانه و مثلا برای گسترش ورزش و رفاه طبقه فرودست کارخانه سازنده دوچرخه را مجبور کنیم که دوچرخه‌هایش را به قیمت خاصی (مثلا ۱۲۰ هزار تومان) بفروشد. این یعنی علامت اشتباه.

در علامت واقعی ممکن است دوچرخه‌ها در وهله اول قیمت خیلی بالایی بگیرند، ولی چون سایر سرمایه‌داران می‌بینند که این کار سود زیادی حاصل می‌کند، آنها هم به احداث کارخانه دوچرخه‌سازی راغب می‌شوند و این باعث گسترش صنعت و تولید فزاینده، ایجاد رقابت و طبعا کاهش قیمت دوچرخه در درازمدت می‌شود، ولی اگر علامت اشتباه بدهیم، درست است که در وهله اول دوچرخه‌ها ارزان‌تر فروخته می‌شود.

ولی همین ارزانی باعث می‌شود که خریداران بیشتر از مقدار تولید باشند و این‌جاست که دلالان و بنکداران وارد بازار شده، و شروع به خریداری و احتکار دوچرخه‌ها کرده و در بازار سیاه به قیمت بالا بفروشند و در این‌جا سود اصلی به جای این که نصیب تولیدکننده شود و باعث اقبال سرمایه‌داران به تولید شود، نصیب دلالان می‌شود و سرمایه‌داران علاقمند می‌شوند که سرمایه خود را در راه دلالی به کار اندازند.

 علامت صحیح در همه جا، روشنگر و موجب فلاح و صلاح خواهد بود. مثلا در زمان‌هایی قیمت ارز که باید تابع نرخ تورم و بهره باشد، به ضرب تزریق بیش از تقاضا به طور مصنوعی پایین نگه داشته شده. این یعنی علامت غلط و این باعث اخلال در اقتصاد و ایجاد رانت و توقف تولید و واردات بی‌رویه محصولات بی‌فایده یا کم فایده و از بین رفتن اشتغال و گسترش بیکاری و… می‌شده یا وقتی به طور غیرواقعی نرخ بهره بالا و پایین می‌رود یا هر اتفاق غیرواقعی و مصنوعی که در اقتصاد بیفتد، همه این‌ها علامت‌های غلط است و بنابراین اگر بخواهیم بگوییم «باید» یا بگوییم «آرزو» یا بگوییم «امید» یا هر جمله دیگر، فقط «واقعی شدن علامت‌ها» بهترین جایزه یا هدیه‌ای است که می‌شود به اقتصاد کشور داد.

۲۲۳۲۲۵

[ad_2]

Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *